السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)

21

هدايتگران راه نور ، زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب (ع) (فارسى)

ما پرسيديم : اى ابوالفضل ! چنين آيينى را درميان شما نديده بوديم آيا اين آيين تازه‌اى است ؟ ! پاسخ داد : اين مرد پسر برادرم ، محمّد بن عبداللَّه است و اين جوان على بن ابى طالب و اين زن همسر آن مرد ، خديجه دختر خويلد است . هيچ كس بر روى زمين جز اين سه تن خداى را بدين آيين نمىپرستد . عفيف كندى نيز گويد : من مردى تاجر پيشه بودم . روزى به حج رفتم و به سوى عبّاس بن عبدالمطّلب روانه شدم تا از او كالايى خريدارى كنم . به خدا سوگند ، نزد او در صحراى منا بودم كه از نهانگاهى نزديك وى مردى بيرون آمد و به آفتاب نگريست . چون ديد آفتاب مايل شده ، به نماز ايستاد . سپس از همان نهانگاهى كه آن مرد بيرون آمده بود ، زنى خارج شد و در پشت سر آن مرد به نماز ايستاد . آنگاه جوانى كه تازه به سن بلوغ رسيده بود ، از همان محل بيرون آمد و دركنار آن مرد به نماز ايستاد . عفيف گويد : به عبّاس روى كردم و از او پرسيدم : اين مرد كيست ؟ گفت : او محمّد بن عبداللَّه بن عبدالمطّلب ، برادرزادهء من است . پرسيدم : اين زن كيست ؟ گفت : همسرش خديجه دختر خويلد است . باز پرسيدم : اين جوان كيست ؟ پاسخ داد : او على بن ابى طالب پسر عم محمّد است . پرسيدم : اين چه كارى است كه مىكنند ؟ گفت : نماز مىگزارند . او مىگويد پيامبر است و جز همسرش و پسر عمويش يعنى آن جوان ، كسى از او پيروى نمىكند . او مىگويد به زودى گنجهاى كسرى و قيصر بر روى او